بنیان و پیشینه
از طراحی و نوآوری تا آموزش، پژوهش و کار با بدن و ذهن
دیباچه
مسیر حرفهای آریانمهر از طراحی و خلق آغاز شد و در طول بیش از دو دهه، از طراحی و مدیریت پروژه به توسعهی کسبوکار، پژوهش، آموزش و کار مستقیم با بدن و ذهن گسترش یافت.
آنچه امروز بهعنوان یک مسیر آموزشی و پژوهشی دنبال میشود، حاصل یک تغییر ناگهانی نیست؛ نتیجهی پیوستگی تجربههایی است که در حوزههای مختلف شکل گرفتهاند و بهتدریج در یک جهت مشترک قرار گرفتهاند.
آغاز؛ طراحی و خلق
فعالیت حرفهای از سال ۱۳۸۰ با طراحی، ارتباطات و رسانههای دیجیتال آغاز شد و در ادامه به مدیریت طراحی، برند، پروژه و راهبری تیمهای تخصصی رسید.
تأسیس رسمی و حقوقی ARYANMEHR Rhaga در سال ۱۳۹۰ نقطهای مهم در این مسیر بود؛ مجموعهای که فعالیتهای آن حوزههایی چون مدیریت طراحی، توسعهی برند و کسبوکار، فناوری، رسانههای تعاملی و پروژههای فرهنگی و هنری را دربر گرفت.
در این دوره، طراحی بهتدریج از تولید یک خروجی مشخص فراتر رفت و به روشی برای مشاهده، فهم مسئله، ایجاد ارتباط و ساختن راهحل تبدیل شد.
گسترش؛ پژوهش و نگاه میانرشتهای
همزمان با فعالیت حرفهای، پروژهها و مطالعات میانرشتهای در حوزههایی چون طراحی شهری، هنر عمومی، زیست انسانی، فناوری و رسانه دنبال شد.
تجربهی کار در حوزههای متفاوت، اهمیت دیدن ارتباط میان مسائل و پرهیز از نگاه تکبعدی را آشکار کرد؛ رویکردی که بعدها در آموزش و پژوهش بدن و ذهن نیز ادامه یافت.
مسیر فکری و مطالعات میانرشتهای
در کنار مسیر حرفهای، از ابتدای دهه بیست زندگی مطالعهای مستمر و مستقل در حوزههای فلسفه، اسطورهشناسی، زبانشناسی، دینپژوهی و سنتهای فکری شرق دنبال شده است.
این مطالعات در طول سالها در کنار آموزشهای تخصصی در تایچی، چیگونگ، یوگا و آیورودا قرار گرفته و به تدریج زمینهای برای فهم گستردهتر نسبت میان بدن، ذهن، فرهنگ، معنا و تجربه انسانی فراهم کرده است.
در حوزه مطالعات هند، آموزش زبان سنسکریت، مطالعه و تحلیل مهابهاراتا، رامایانا و هندشناسی باستان و آشنایی با سنتهای فکری و متون هند دنبال شده است. مطالعات اسطورهشناسی نیز در مسیرهایی چون اسطوره و درمان و مطالعات تطبیقی ادامه یافته است.
در کنار این آموزشها، مطالعه مستقل در فلسفه معاصر، فلسفه شرق، اسطوره، زبان و دین همچنان بخشی از مسیر بوده است؛ مسیری که به یک حوزه محدود نمانده و همواره با پرسشهای تازه گسترش یافته است.
هنر بهعنوان زمینه
بخش مهم دیگری از این پیشینه به بیش از دو دهه کار حرفهای در ارتباط مستقیم با هنر و شاخههای گوناگون فعالیتهای خلاق بازمیگردد.
طراحی، هنر، رسانه، فرهنگ، ارتباطات و پروژههای خلاق، صرفاً زمینههای حرفهای این مسیر نبودهاند؛ بلکه امکان مواجهه مستمر با شیوههای مختلف خلق، ادراک و بیان را فراهم کردهاند.
در پیوند این تجربهها، مسیر حرفهای بهتدریج به سمت ساختن رویکردی پایدار و زنده حرکت کرده است؛ رویکردی که در آن آموزش، پژوهش، هنر، بدن و مطالعه، حوزههای جدا از یکدیگر نیستند، بلکه هر یک امکان دیگری برای دیدن و فهمیدن فراهم میکند.
چرخش؛ از طراحی به آموزش
سال ۱۳۹۵ با راهاندازی استودیو و آغاز تدریس، مرحلهی تازهای در این مسیر شکل گرفت.
سالها تمرین و مطالعه در تایچیچوان، چیگونگ، یوگا و سنتهای بدن و ذهن، از فضای تجربهی شخصی وارد عرصهی آموزش شد. کار مستقیم با افراد، امکان مشاهده، آزمودن و اصلاح مداوم شیوهی آموزش را فراهم کرد.
در سالهای بعد، آموزش تایچیچوان در چارچوب YMAA و زیر نظر استاد آرش رضایی توسعه یافت و با آموزشهای رسمی گرندمستر دکتر یانگ، جوئینگمینگ ادامه پیدا کرد. همزمان، مسیر آموزش یوگا در سنت وینییوگا، یوگاتراپی و مطالعات آیورودا نیز گسترش یافت.
تثبیت؛ YMAA ایران و فعالیت بینالمللی
از حدود سال ۱۴۰۰، فعالیت آموزشی و سازمانی در ارتباط با YMAA وارد مرحلهی تازهای شد و مسئولیت دایرکتوری و نمایندگی رسمی YMAA در ایران در کنار فعالیتهای بینالمللی قرار گرفت.
در ادامه، تجربهی چندین ساله در طراحی، مدیریت و توسعهی سازمانی در خدمت توسعهی ساختار آموزشی، همکاریهای بینالمللی و برنامهریزی راهبردی YMAA قرار گرفت.
امروز این مسیر در دو سطح ادامه دارد: آموزش و پژوهش در ایران و مشارکت در توسعهی بینالمللی YMAA.
بنیان
بنیان این مسیر بر این باور شکل گرفته است که شناخت، تنها از طریق مطالعهی نظری به دست نمیآید و تجربهی مستقیم نیز بدون چارچوب و دانش کافی کامل نیست.
از همینرو، آموزش بر پیوند میان مطالعه، تمرین و مشاهده استوار است؛ مطالعه برای فهم زمینه و اصول، تمرین برای تبدیل دانستهها به تجربه، و مشاهده برای شناخت دقیقتر آنچه در فرایند تمرین و زندگی رخ میدهد.
سنتهای قدیمی در این مسیر منبعی برای حفظ و انتقال دانشاند و پژوهش معاصر ابزاری برای پرسش، مقایسه و فهم دوبارهی آنها.
چشمانداز
چشمانداز این مسیر، توسعهی یک فضای آموزشی و پژوهشی است که در آن بدن، حرکت، ذهن، تجربه و شیوهی زیستن در کنار یکدیگر مطالعه شوند.
تمرکز بر انتقال اطلاعات یا آموزش مجموعهای از حرکات نیست؛ مسئله، ایجاد شرایطی برای یادگیری عمیقتر، مشاهدهی دقیقتر و شکلگیری رابطهای آگاهانهتر با بدن، ذهن و زندگی است.
این مسیر همچنان در حال توسعه است؛ با حفظ ریشههای سنتی، اتکا به تجربهی عملی و گشودگی نسبت به پژوهشهای جدید در حوزههایی مانند علوم شناختی، یادگیری تجسمیافته و مطالعات انسان و فرهنگ.
از طراحی آغاز شد؛ با آموزش ادامه یافت و امروز در پیوند میان تجربه، پژوهش و زیستن ادامه پیدا میکند.
